ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان

خرید بک لینک
پویه پایای پارسی گاه می اندیشند و می پرسند که چرا زبان پارسی دری در درازای هزارسالی که زبان دانش و ادب شده است، دگرگونی هایی بنیادین و آشکار نیافته است. در برابر زبان های دیگر، زبان هایی چون انگلیسی و فرانسوی و آلمانی دگرگونیهایی بسیار یافته اند؛ بدان سان که انگلیسیان و فرانسویان و آلمانیان امروز، اگرکارشناس زبان نباشند و سخندان، به آسانی نمی توانند متنهایی کهن را که بدین زبانها نوشته یا سروده شده اند، دریابند. امّا در زبان پارسی دری چنین نیست. متنهای کهن پارسی هنوزبرای ایرانیان و پارسی زبانان روشن و دریافتنی اند، مگر پاره ای از آنها که سخت هنر ورزانه اند؛ و به شیوه هایی نوشته یا سروده شده اند که امروز کاربردی ندارند؛ متنهایی گرانبار از آرایه ها و ترفندهای شاعرانه و واژگان دور و دشوار که مایه تیرگی و دیرپایی آنها شده اند. ليك متنی کهن چون شاهنامه فردوسی که هزار سالی بر آن گذشته است و از برجسته ترین نمونه ها در پارسی روشن و روان و سرشتین شمرده می آید، هنوز برای ایرانیان و پارسی دانان متنی است که در دریافت آن چندان با دشواری و پیچش روبرو نیستند. متنی چون شاهنامه که از کهنترین سروده های پارسی است، متنی که پس از سده ها هنوز آشناست؛ یا دست کم در آنجا که اندکی کهنه و دور می نماید آشناروی است. ما در خواندن شاهنامه هرگز آنرا متنی گسسته از پارسی امروز و بیگانه با آن نمی یابیم. پیوند و نزدیکی شاهنامه با روزگار ما آنچنان است که اگر از پاره ای کاربردهای کهن و ویژگیهای سبکی چشم در پوشیم، می توانیم آنرا متنی همزمان بشماریم. بسیاری از بیتهای شاهنامه آنچنان امروزین است که اگر بخواهیم اندیشه بازنموده در آنها را به پارسی کنونی باز گوییم، سخن کمابیش همان خواهد شد که فرزانه استاد توس، در سپیده د ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...

ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 11:52

هنر چیست، هنرمند کدام است؟ آیا به این پرسش بنیادین می توان پاسخی شایسته داد؟ آیا می توان هنر یا هنرمند را به شیوه ای بازنمود و گزارش کرد که همه سویه و همه رویه باشد؛ و جز هنر و هنرمند را در بر نگیرد؟ ما می کوشیم از دیدگاهی، پاسخی برای این پرسش بنیادین بیابیم. پاسخ به این پرسش، در گرو یافتن پاسخ هایی است برای پرسش هایی چون سرشت هنر چیست؟ هنر چگونه پدید می آید؟ آرمان هنری کدام است؟ چه پیوندی در میانه هنر و هنرمند هست؟ بی گمان، هنر یکی از زمینه های آفرینندگی است در انسان. لیک، مرزی که آنرا از دیگر آفرینش های انسانی از دانش از فلسفه جدا می کند چیست؟شاید بتوان هنر را بغرنج ترین و رازآمیزترین آفرینش انسانی شمرد! آفرینشی به پیچیدگی و رازناکی خود انسان. انسان! این پدیده شگرفِ شگفت؛ این کوچکِ بس بزرگ؛ این مینوی فروپیچیده در گیتی؛ این روزنِ خُرد که به فراخی جهان است؛ این دریای در کوزه؛ انسانی که آمیزه ای است از ناسازها. انسان، این جهان کِهین که جهان مِهین را در او در پیچیده اند.هنر آیینه ای است که این همه، تار و مه آلوده، در آن باز می تابد؛ انسان در هنر است که خود را آنچنان که هست باز می نماید؛ برهنه، بدور از رنگ و نیرنگ، هنر فریادی است که یکباره از ژرفای جان هنرمند، بر می آید؛ فریادی که نمی توان آنرا فرو گرفت؛ هر بند را می گسلد؛ هر پیوند را از هم می درد؛ فریادی است که اگر برآورده نشود همه چیز را می پریشد؛ از هم می پاشد؛ از درون می ساید؛ می فرساید. هنر پاسخی است به یک نیاز؛ نیازی تاب ربای و تب آلوده که آرام از هنرمند می ستاند. جان هنرمند پیمانه ای است که سرشار شده است؛ به ناچار، بر می آید؛ فرو می ریزد. هنر برای هنرمند راستین به آب می مانَد برای ماهی. او از سر بازیچه، یا چونان سرگرمی، ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...

ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 20:33

زیباشناسی سخن چیست؟دیباچه با فضل و عقل و دانش داد سخن توان داد چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد (حافظ،غ. ش. 154)راست آن است که هنوز زیباشناسی سخن، در ادب پارسی، آنچنانکه شایسته این ادب گرانسنگ و پهناور است، کاویده و شناسانیده نشده است؛ و کتابی که به روشنی و رسایی، نشانگر ارزشهای زیباشناختی، در سخن پارسی بتواند بود به نگارش درنیامده است. شگفتا! هزار سالی بر ادب ایران گذشته است؛ و هنوز ابزارها و شیوه های شناخت این ادب، به روشنی و بسندگی و کارایی، به دست داده نشده است؛ به سخنی دیگر، ادب پارسی هنوز ناشناخته مانده است. زیرا آنچه ادب را پدید می آورد مگر ارزشها و بنیادهای زیباشناختی در آن نیست. آنگاه که سخن پندارینه، پیکره و پوسته ای نگارین و بزیور می یابد، ادب پدید می آید. آنچه آن را ادب می نامیم، مگر شیوه هایی سنجیده و هنری در بازنمود اندیشه نیست. در دانشهای زیباشناسی ادب، از این شیوه ها سخن می رود؛ و ترفندهای شاعرانه بر رسیده و کاویده می شود. از این روی، اگر زیباشناسی ادب شناخته نیاید، ادب، به شایستگی و درستی، شناخته نخواهد شد. پس چرا زیباشناسی سخن پارسی، آنچنانکه شایستۀ آن است بازنموده نشده است؟ در آنجا که سخندانان و سخن سنجان ایرانی، به ژرفکاوی و موشکافی، ادب تازی را پژوهیده اند و کتابهایی گرانسنگ و پرمایه در این زمینه نوشته اند، چرا ادب پارسی، آنچنانکه شایسته آن است، از دید زیباشناسی، کاویده و شناسانیده نشده است؟ پاسخ این است: ادب پارسی، با همۀ فسونکاری و دلاراییش، همواره در سایه و کناره مانده است؛ واگر بدان پرداخته اند، چونان دنباله و وابسته ای از ادب تازی بوده است؛ از این روی، این دو ادب که در ساختار زبانشناختی و کاربردها و بنیادهای زیباشناختی از هم جدایند، با هم درآمیخته ا ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...

ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 20:33

صفحه بندی