پویه پایای پارسی گاه می اندیشند و می پرسند که چرا زبان پارسی دری در درازای هزارسالی که زبان دانش و ادب شده است، دگرگونی هایی بنیادین و آشکار نیافته است. در برابر زبان های دیگر، زبان هایی چون انگلیسی و فرانسوی و آلمانی دگرگونیهایی بسیار یافته اند؛ بدان سان که انگلیسیان و فرانسویان و آلمانیان امروز، اگرکارشناس زبان نباشند و سخندان، به آسانی نمی توانند متنهایی کهن را که بدین زبانها نوشته یا سروده شده اند، دریابند. امّا در زبان پارسی دری چنین نیست. متنهای کهن پارسی هنوزبرای ایرانیان و پارسی زبانان روشن و دریافتنی اند، مگر پاره ای از آنها که سخت هنر ورزانه اند؛ و به شیوه هایی نوشته یا سروده شده اند که امروز کاربردی ندارند؛ متنهایی گرانبار از آرایه ها و ترفندهای شاعرانه و واژگان دور و دشوار که مایه تیرگی و دیرپایی آنها شده اند. ليك متنی کهن چون شاهنامه فردوسی که هزار سالی بر آن گذشته است و از برجسته ترین نمونه ها در پارسی روشن و روان و سرشتین شمرده می آید، هنوز برای ایرانیان و پارسی دانان متنی است که در دریافت آن چندان با دشواری و پیچش روبرو نیستند. متنی چون شاهنامه که از کهنترین سروده های پارسی است، متنی که پس از سده ها هنوز آشناست؛ یا دست کم در آنجا که اندکی کهنه و دور می نماید آشناروی است. ما در خواندن شاهنامه هرگز آنرا متنی گسسته از پارسی امروز و بیگانه با آن نمی یابیم. پیوند و نزدیکی شاهنامه با روزگار ما آنچنان است که اگر از پاره ای کاربردهای کهن و ویژگیهای سبکی چشم در پوشیم، می توانیم آنرا متنی همزمان بشماریم. بسیاری از بیتهای شاهنامه آنچنان امروزین است که اگر بخواهیم اندیشه بازنموده در آنها را به پارسی کنونی باز گوییم، سخن کمابیش همان خواهد شد که فرزانه استاد توس، در سپیده د ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...
ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 47 تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 11:52